از دریا تا دریا

در طول تاریخ معماری در جغرافیای ایران آنچه که بسیار توجه محققان و پژوهشگران را برانگیخته است، تطابق کامل و بسیار هوشمندانه بناها و فضاهای سکونتگاهی با محیط و بستر خود است. معماران با دانش و تجربیات ارزشمندی که از گذشتگان خود آموخته اند برای هر اقلیم و جغرافیایی برای انسان ایرانی، معماری خاصی را پیشنهاد داده اند تا در حد امکان شرایط آسایش و بهره مندی از زیست مناسب را فراهم آورده شود.
این ها را می توان در حوزه معماری خاص ایران دسته بندی کرد. این معماری حوزه عامی دارد که مانند یک چسب همه ایران را به هم پیوند می دهد. منظور از حوزه عام اندیشه جامعی است که انسان ایرانی را در این جغرافیا تعریف می کند. زیبایی و هنر معماری ایرانی این است که توانسته که این مفهوم عام را در جای جای این جغرافیا با حوزه خاص آن مکان تلفیق کرده و به بهترین نتایج منجر شود.

کشور ایران با توجه به گستردگی خود دارای اقلیم های متنوع و گسترده ای است که بر جغرافیای هر منطقه در آن تاثیر گذاشته و از آن تاثیر می گیرد. شن زارهای گسترده در کویر، جلگه های حاصلخیز رودخانه ها، جنگل های انبوه و پر باران، کوهستان های پر برف و ساحل های گسترده دریاها از مناظری است که در ایران به وفور یافت می شود.
جنوب و شمال ایران مرز آبی دارد. در جنوب، این مرز آبی گسترده (خلیج فارس و دریای عمان) که راه به آب های جهانی دارد، از غرب به جلگه های حاصلخیز خوزستان و از شرق به اقلیم خشک سیستان محدود می شود. این منطقه به طور کلی گرم ، با بارندگی کم ولی رطوبت بالاست. این محدوده در تضاد ماهوی با مرز آبی شمال ایران است.
در شمال ایران دریاچه خزر قرار دارد که بزرگترین دریاچه جهان است و به این خاطر آن را «دریا» می نامند. در جنوب و در فاصله ای متغیر از این دریا رشته کوه بلند و فشرده ای به نام البزر از غرب به شرق کشیده شده است که با محصور کردن رطوبت در میانه دریا و کوه، باریکه سبزی را ایجاد می کند. این باریکه که تا دامنه این رشته کوه امتداد دارد به علت بارش های زیاد، اقلیم معتدل و مرطوبی را به وجود آورده است. در محدوده این اقلیم جنگل های فراوان، رودخانه های خروشان و دشت های حاصلخیزی وجود دارد که آن را می توان با جغرافیای پر باران کشورهای اروپایی مقایسه کرد. این سرسبزی و پرباری تا حاشیه دریا امتداد دارد و چهره ای متفاوت از جغرافیای ایران را به نمایش می گذارد.
رشته کوههای البزر به خاطر ارتفاع بلند آن، تاثیر پذیری از رطوبت دریای خزر و همچنین نفوذ جریان های کم فشار غربی دارای اقلیم سرد ، نیمه مرطوب و کوهستانی است و در فصول بارش برف فراوانی بر روی آن می بارد و این موجب می گردد که در دره های میانی کوهها رودخانه های فصلی و غیر فصلی بسیاری جاری باشد. جنوب و شمال این رشته کوه تحت تاثیر این حوزه آبخیز است و مرزی را میان اقلیم معتدل و مرطوب شمال و اقلیم گرم و نیمه خشک جنوب پدید آورده است.
در جغرافیای ایران دو رشته کوه اصلی وجود دارد. یکی رشته کوه البزر که در مورد آن گفته شد و دیگری رشته کوه «زاگرس» که از نظر مساحت و گستردگی حوزه بیشتری از جغرافیای ایران را در بر می گیرد. این رشته کوه به صورت مورب از شمال غربی ایران آغاز و تا جنوب امتداد دارد و در طول مسیر خود از ارتفاع و گستردگی آن کاسته می شود. این رشته کوه همانند البزر به طور کلی اقلیم سرد و نیمه مرطوبی را برای غرب کشور فراهم می آورد و از دیرباز حوزه سکونتگاهی اقوام مختلف ایران (کرد، آذری، بختیاری و لرها) بوده است.
زاگرس تاثیر بزرگ اقلیمی بر بخش پهناوری از کشور ایران را دارد. اول اینکه تا حدودی بر نفوذ جریان های کم فشار غربی به فلات مرکزی ایران تاثیر گذاشته و باعث خشکی بیشتر آن می شود و از طرف دیگر همین عدم ممانعت از نفوذ رطوبت به فلات مرکزی ایران باعث می گردد که سرچشمه ای برای حوزه های آبریز اصلی در ایران باشد.
در شمال غربی یکی از این حوزه ها دریاچه ارومیه است که بزرگترین دریاچه داخلی ایران به شمار می رود و در اطراف آن اراضی گسترده و حاصلخیز کشاورزی وجود دارد. این حوزه های آبریز در جاهایی تبدیل به دریاچه ها و تالاب ها کوچک و بزرگی می شود (مانند تالاب چغاخور و گندمان) که در کناره های خود سکونتگاههای متعددی را در طول تاریخ به وجود آورده است. این رشته کوه در درون خود منحصر به فرد ترین چشم اندازهای طبیعی را ایجاد نموده از نظر اکولوژیکی فوق العاده متنوع می باشد.

از نظر تامین منابع آبی این رشته کوه برای فلات ایران دارای اهمیت بسیار است و موجب گردیده اقلیم مناطق پیرامونی خود را تحت تاثیر قرار دهد. به عنوان مثال در این محدوده یکی از استان های کشور به نام «چهار محال و بختیاری» قرار گرفته است که با اینکه تنها یک درصد از مساحت کل کشور ایران را در بر می گیرد خود به تنهایی ده درصد از کل منابع آبی کشور را تامین می کند. این استان سرچشمه دو رودخانه مهم کشور است یکی «کارون» و دیگری «زاینده رود». رودخانه کارون که از کوه های «بختیاری» سرچشمه می گیرد در نهایت به خلیج فارس در جنوب ایران می ریزد و در طول مسیر خود جلگه حاصلخیز و پهناور خوزستان را در جنوب غربی ایران به وجود می آورد که گهواره شکل گیری یکی از باستانی ترین تمدن های بشری در جهان بوده است.
بالیدن و رشد تمدن های کهن تحت تاثیر مستقیم موقعیت جغرافیایی و اقلیمی خود است و جلگه خوزستان توانسته با توجه به ظرفیت های خود این امکان را فراهم آورد . یکی از مهمترین آنها امنیت غذایی است که این جلگه با امکان کشاورزی گسترده و در کنار آن فعالیت دامداری پدید می آورده است. دیگری خود رودخانه کارون می باشد که با توجه به گستردگی خود تبدیل به شاهراه ارتباطی برای دسترسی به بالادست و پایین دست منطقه می شده است. همجواری با خلیج فارس و امکان دسترسی به آب های آزاد هم از دلایل دیگر است.
رودخانه دومی که از کوههای بختیاری سرچشمه می گیرد زاینده رود است. این رودخانه پس از طی مسیری نسبتا طولانی از غرب به شرق در دشت های شرق اصفهان و در تالاب گاوخونی آرام می گیرد. این رودخانه در شکل گیری سکونتگاهها و توسعه آنها در مرکز ایران تاثیر بسیار مهمی داشته است. زاینده رود در طول مسیر خود و با توجه به کوهستانی و دشت بودن اطراف خود، جلگه ای حاصلخیز را ایجاد کرده که همچون نخ تسبیحی شهر ها و روستاهای پیرامون خود را به یکدیگر متصل می کرده است.

در شکل گیری شهر تاریخی «اصفهان» این رودخانه بسیار تاثیر گذار بوده است. شهری که چند دوره پایتختی ایران را تجربه کرده یک حوزه سکونتگاهی بسیار مهم در ایران می باشد. این شهر به ما نشان می دهد که چگونه معماری گذشته ایران توانسته با اقلیم، طبیعت و آب پیوندی عمیق و ناگستنی را ایجاد نماید.
رشته کوههای مرتفع البزر در شمال و رشته کوههای گسترده زاگرس در غرب ایران مرزی شمالی و غربی را به وجود آورده که در شرق آن مناطق نسبتا پست و کم ارتقاع فلات ایران را محاط کرده است. این مناطق گسترده عمدتا دارای اقلیمی نیمه و خشک و خشک می باشد. شهرها و روستاهای شکل گرفته در این محدوده وابستگی عمیقی به حضور آب دارند و به این خاطر عمدتا در کوهپایه ها، کناره رودخانه ها و در مکان هایی که امکان حفر قنات وجود داشته است استقرار یافته اند.
به طور کلی در فلات مرکزی ایران به علت بارش کم باران و برف از دیرباز ساکنین این مناطق برنامه ریزی و اصول دقیقی را در جهت بهره برداری صحیح به کار می بردند و به این خاطر است که توانستند علاوه بر تامین آب برای کشاورزی و شهر های خود، باغات سرسبز و گسترده ای را خلق نمایند. به طوری که این باغ ها در در اندیشه ایرانی مثالی برای بهشت شده است.
در فلات مرکزی ایران به علت ارتفاع پایین نسبت به سطح دریا و همچنین خشکی و کم بارانی، دشت های کویری گسترده ای وجود دارد که چهره مرکز و شرق ایران را شکل داده است. مرز بین این کویرها را رشته کوههای کم ارتفاع و بیابان های با پوشش گیاهی عمدتا بیابانی در بر گرفته است که در کنار این دشت های کویری چهره این بخش از ایران را رنگین می کند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Related Post

اثر هنرمند جوان افسانه پلویی

شهر و معماری در آثار هنرهای تجسمی ایران

شهرِ دوران معاصر یکی از شاخص‌ترین بیان‌های زندگی انسانی است که از عناصر به هم‌پیوسته به شکلی اندام‌وار که یکی در پس دیگری شکل گرفته‌اند به‌وجود آمده است. زیستگاهی که همگام تحولات و تغییرات بشر در ادوار مختلف در حوزه‌های

Read More »
نبرد شیر و گاو تخت جمشید

نمادها در ایران باستان

نماد، کهن ترین و بنیادی ترین روش بیان محسوب می شود. ابزاری که موجب آشکار شدن مفاهیمی می گردد که به صورت دیگری قابل بیان نیستند. یک نماد کامل، همه ی ابعاد انسان؛ روح، عقل و احساسات را در بر

Read More »
پل خواجو

اصفهان، زاینده رود و آب

مادی‌ها نهرهایی هستند که از رودخانهٔ زاینده رود سرچشمه می‌گیرند و غرب اصفهان را به شرق آن می‌دوزند. این نهرها اوج خلاقیت ساکنین این منطقه برای رساندن آب رودخانه زاینده رود به دشت اصفهان برای مصارف کشاورزی و شهری بوده

Read More »
میمند

میمند، شگفتی سکونت روستایی

روستای تاریخی و دستکند «میمند» در شرق شهرستان شهر بابک در شمال غرب استان کرمان ایران قرار دارد. این روستا دردامنه ی جنوبی آتشفشان خاموش مساهیم قرار دارد. این روستا در پنج طبقه و به تعداد حدود 400 واحد مسکونی

Read More »
0
    0
    Your Cart
    Your cart is emptyReturn to Shop
      Apply Coupon